پارسی بودن بختیاری ها
افرادی که بختیاری ها را به پارس ها نسبت می دهند دلایل محکم و استواری دارند . دلایل آنان از این
قرار است :
- زبان بختیاری ها پارسی میانه است و کمتر می توان واژه ای بیگانه از قبیل زبان های عربی و … را در
آن دید . اصیل ترین بختیاری ها زبانی خالی از واژه های عربی دارند و یک پارسی اهل شیراز کاملاٌ زبان
آنان را می فهمد.
- لباس مردان ( چوغا ) دارای خط های سپید و سیاهی است که خط های سپید به بالا و خط های
سیاه به پایین می آیند و این نشانه ی برتری سپنتا مینو ( دشمن اهریمن ) بر انگره مینو ( اهریمن )
است . که این پوشاک در عهد هخامنشی رایج بوده است . لباس زنان هم که شامل شلوار قری ؛ مینا یا
مینایی و لچک است که با بسیاری از ایل های اصیل ایرانی مشترک است ( چیزی مانند لباس خانم
شقایق دهقان در شب های برره ) این لباس اصلی ترین لباس زنان دوران هخامنشی - سلوکیان -
اشکانیان و ساسانیان بوده است .
- موسیقی آنان به دوران ساسانیان بر می گردد و شامل سرنا و کرنا و کوس ( طبل ) و سازهای بادی
کوچکتر از سرنا و کرنا است . ( طیفه) توشمال که سرپرستی موسیقی را در ایل بر عهده دارند اکنون هم
در مجالس عروسی هنرمندی خود را به معرض نمایش می گذارند .
- نام تش ها ( طوایف ) نام هایی پارسی و تا حدودی درباری است برای مثال نام تش :: شهنی :: از
واژه :: شیه :: به معنای آوا و صدای اسب گرفته شده که گفته اند روزگاری این اقوام پرورش دهنده اسب
بوده و یا بی ارتباط با اسب نبوده اند . اصیل ترین آنان مو هایی حداقل قهوه ای و چشمانی رنگی دارد .
قد بلند هم یکی از صفات ظاهری آنان است . مردان آنان بدنی ورزیده و کاری دارند . نام های مرداویج ؛
علی مردان ؛ سخته ؛ کورش و پرویز بین مردان رایج است .
پژوهشگران می گویند که خواستگاه بختیاری ها خود پارسوماش و یا مسجد سلیمان امروزی
بوده است و بعد از حمله اعراب به آنان به کوه های امروزی بختیاری گریختند . چرا که بسیاری از شواهد
تاریخی در این منطقه ( پارسوماش یا آنشان ) بوده است و کمتر اشیا و شواهد تاریخی در چهارمحال دیده شده است .
پژوهشگران می گویند که نسب اینان به قبیله پاسارگاد می رسد . آنان این ادعا را با کتیبه
کورش که در آن می گوید : { من کورش هستم شاه هخامنشی مردی از آنشان { ای مردی که هر که
هستی و از هر جا که می آیی { زیرا می دانم که خواهی آمد { من کورش هستم که به ایرانیان
شاهنشاهی بخشید { با من مشاجره نکن { یگانه چیزی که هنوز برای من باقی مانده است {یک
مشت خاک است { که پیکر مرا پوشانده است } اثبات می کنند . که می تواند از نظر اینجانب درست
باشد
بیشتر گاهنگاران روم ،یونان ،ایران در نوشته های خود یاد آور شده اند که بختیاری ها ازایرانیان آریایی
تبار می باشند. این گروه نخست به ارمنستان و کوه های آرارات آمده و سپس به نام آریایی نامور شده
اند.روی هم رفته از همه ی نوشته ها و سند های تاریخی اینگونه برداشت میشود که بختیاری ها از
ایرانیان نژاده و با اکراد و الوار از یک ریشه و و نژاد و زبانشان نیز همان پهلوی است.

(لایارد) مینویسد که بختیاری ها با یک گویش محلی ایرانی که معمولا به زبان لری معروف است تکلم
میکنند ، این لهجه بدون اینکه لغات ترکی و عربی وارد آن شده باشد ، یک گونه لهجه ی تعریف شده ی
فارسی قدیم است که بختیاری ها آن را حفظ کرده اند.
این لهجه که واقعا همان زبان مردم ایران باستان است بیشتر به ادبیات کنونی و زبان شاهنامه شباهت دارد…
…بختیاری ها در ادوار مختلف نقش مهمی در تاریخ کشورشان ایفا نموده اند. بختیاری ها از طایفه و اولاد
کوه نشینان قدیم اند.از خون پاک ایرانیان ایرانیان میباشند.جوانان بلند و خوشگل دارند…،این طایفه
شجاع و دلیر هستند و در تواریخ شجاعت و رشادت بختیاری مذکور است.

زبان بختیاری در مقایسه با زبان کنونی از توانایی بالایی برخوردار است. به گونه ای که بختیاری ها
بیشتر واژگان بیگانه از جمله واژگان تازی را با همان چهار واژه پارسی (گچ پژ) که در الفبای تازی وجود
ندارد دگرگون میکنند مانند کلمه های تازی شکر ، فکر و مغز که در زبان بختیاری به صورت شرگ ، فرگ و
مزگ در آمده اند.
دلیل بنیادی دیگری که نشان میدهد زبان بختیاری همان زبان هخامنشی است،این است که کوروش
بزرگ نیز به زبان کنونی بختیاری سخن میگفته است زیرا جمله ی پایانی سنگ نبشته ی آرامگاه
ایشان در پاسارگاد به زبان بختیاری نوشته شده است.بدین ترتیب که وی فرموده است: (هِدُم کوروش
پادشاه هخامنشی)یعنی (هستم کورش شاه هخامنشی).شایسته است بدانیم در سنگ نبشته های
داریوش شاه هخامنشی نیز ایشان چندین بار خود را با همین واژه(هِدُم داریوش پادشاه هخامنشی)
می شناساند.
داریوش شاه رییس سازمان آب کشور را (اَو تَر) نامید که از دو کلمه ی (اَو)به چم (آب) و (تَر) به چم (دار)
تشکیل میشود و(اَو تَر) به زبان امروزی آبدار میشود.
همچنین یکی از شعارهای به نام پادشاهی ایشان ، که در سنگ نبشته ی بیستون نیز نوشته شده
است جمله ی (زورا نی کونوم )میباشد که به زبان فارسی کنونی (ستم نمیکنم)میشود.اکنون پس از دو
هزار و پانصد سال واژگان بالا (هِدُم ، اَو ،زورا نی کونوم)بدون هیچ دگرگونی در زبان ما بختیاری ها گویش
میشود.


|